تبليغاتX
در جستجوی حقیقت

خجسته ايام ميلاد موفور السرور وجود مقدس امام رضا عليه السلام را به شما رهپويان حق و حقيقت تهنيت عرض مي کنم

شايد تا بحال افراد زيادي را ديده باشيد که تصميم مي گيرند فلان کار بد را ترک کنند و ديگر به هيچ عنوان سراغ آن نروند ،اما پس از مدت کمي شاهديم که گويا تمام شرط و شروطي که با خود گذاشته را فراموش کرده و دومرتبه همان آش و همان کاسه .در مقابل افراد زيادي را ديده ايد که تصميم به انجام کارهاي خوب يا بزرگي مي گيرند و پس از مدتي به دلايل مختلف سست شده و در مقابل مشکلات و ناملايمات سر فرود مي آورند و تسليم مي شوند و شکست را براي خود به جا مي گذارند.

کمي فکر کنيد! بله با شما و البته با خودم هستم .شايد من و تو هم چنين تصميماتي را تجربه کرده ايم.آيا تا بحال با خود انديشيده ايد که چرا؟

چرايي امر را مي توان در مفاهيمي همچون بي استقامتي ، کم صبري ،ترس و نداشتن اعتماد به نفس و ... خلاصه کرد.همه اينها ضعف و صفات ناپسند و رذيله است که انسان را از رسيدن به اهدافش باز مي دارد و ناکامي را براي انسان به ارمغان مي آورد.

براي سير الي الله که بزرگترين تصميمي است که انسان در طول زندگي اش اتخاذ مي کند ،صبر ،استقامت ،اعتماد به نفس و نترسيدن(از غير خدا) اساسي ترين و زير بنايي ترين عناصر مي باشد.به نحوي که مي توان با قاطعيت ادعا کرد که بدون وجود اين عناصر ،سير الي الله محال است.چرا که برداشتن هر قدم نياز به وجود اين عناصر و به عبارتي اين صفات حميده دارد.

لذا يکي از ابعاد تزکيه نفس استقامت است که به دليل اهميت بسيار زياد آن در سير الي الله بايد به صورت مجزا و مستقل مدتي مورد تمرين و اهتمام سالک الي الله قرار گيرد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 5:45  توسط سلمان  | 

شهادت تنديس حق و حقيقت بر شما پويندگان راه حق تسليت باد

ابعاد تزکيه نفس

آلودگي هايي که متوجه روح انسان مي شود را مي توان به دو بخش کلي تقسيم کرد:

1-       آلودگي هاي اعتقادي

2-       آلودگي هاي رفتاري

 

آلودگي هاي اعتقادي: منظور از آلودگي هاي اعتقادي آنگونه آلودگي هايي است که منشاء اعتقادي دارد که به عبارت ديگر مي توان از آن به اعتقادات نادرست و خارج از صراط مستقيم تعبير کرد.مانند بت پرست،قبول نداشتن حضرت محمد صلي الله عليه و سلم به عنوان خاتم الانبياء و ... .

 

آلودگي هاي رفتاري: منظور از آلودگي هاي رفتاري آنگونه آلودگي هايي است که معمولا روح در برابر خداوند و يا در تعامل با ديگران از خود بروز مي دهد. مانند ريا،حسد ،دروغ و نفاق و غيبت و ... .

 

چنانکه در قبل گفتيم روح در ابتداي خلقتش پاک و داراي فطرت الهي است.پس از آنکه روح وارد اين دنيا مي شود و در تعامل با ديگران – که اکثريت قريب به اتفاق آلوده به انواع صفات رذيله هستند – قرار مي گيرد به دلايل متعدد شروع به پذيرش اين صفات رذيله مي کند.البته پذيرش صفات و رفتار ديگران محدود به صفات رذيله نيست بلکه شامل صفات حسنه هم مي شود اما به دليل اينکه اکثر مردم از صراط مستقيم خارجند و خود داراي صفات رذيله فراوان مي باشند به طبيعت حال هم همانها را انتقال مي دهند چرا که «از کوزه همان تراود که در اوست»

 حال که فهميديم دو نوع آلودگي مي تواند متوجه روح شود و آن را آلوده کند مي توانيم نتيجه بگيريم که تزکيه نفس هم حد اقل[1] داراي دو بعد مي باشد که شامل:

·          تزکيه نفس در بعد اعتقادات يا تزکيه اعتقادت از جميع عقايد باطل

·          تزکيه نفس در بعد رفتار و صفات يا تزکيه نفس از جميع رفتار و صفات باطل



[1] - تزکيه نفس ابعاد و زاواياي ديگري هم هست که ان شاء الله در ادامه به آنها خواهيم پرداخت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 5:23  توسط سلمان  | 

ميلاد موفور السرور منجي عالم بشريت بر شما رَِهپويان حق و حقيقت مبارک باد

ابعاد تزکيه نفس(2)

هر عقل سليم و وجدان بيداري به اين حقيقت اعتراف دارد که شرايط محيطي بر انسان اثر مي گذارد.اين مطلب به اين معني نيست که شرايط است که حرف اول و آخر را مي زند و انسان مغلوب شرايط است که دستاويزي براي يک عده شود و بگويند ما در خانواده کافر و يا محيط نا پاک متولد شده يا زندگي مي کنيم و لذا مجبوريم بد باشيم.حتما شما هم با من هم عقيده ايدکع اين کلام باطل است و تنها اثري که محيط دارد يک حالت زمينه ساز و کمک کننده است .در تاييد اين مطلب و در طرف مقابل مي توان به پسر حضرت نوع علي نبينا و اله و عليه السلام اشاره کرد.ايشان با اينکه در منزل پيامبر متولد شد و زندگي مي کرد باز هم کافر شد و در عذاب خدا واقع شد.خلاصه اينکه انسان مقهور شرايط نيست و در اکثريت غريب به اتفاق موارد شرايط بهانه اي براي از زير بار تکليف الهي فرار کردن نيست.

علي کل حال انسان از همان ابتداي تولد که چشم در اين دنيا باز مي کند روحش شروع به آموختن از محيط و اطرافيانش مي کند.در برخي موارد اين آموخته ها موافق فطرت و در برخي موارد و بلکه اکثر موارد مخالف و در تقابل با آموخته هاي فطري است.و اين به دليل عدم آشنايي والدين و اطرافيان کودک با آموزش و تعليم صحيح فرزند طبق آموزه هاي الهي است.البته به قول استاد بزرگواري – که هر کجا هست خدايا به سلامت دارش- مي فرمود به فرزندانتان صفات رذيله را منتقل نکنيد و آنها را از محيط هاي آلوده حفظ کنيد،لازم نيست به آنها صفات حميده را منتقل کنيد چرا که او با فطرت الهي شامل تمام صفات حميده متولد شده است.

 

تا اينجا از صحبتهاي فوق مي توان نتايج ذيل را گرفت:

  1. پاک بودن و پاک ماندن محال نيست و به عواملي از جمله ميزان عصمت والدين و اطرافيان کودک دارد.هر قدر والدين و اطرافيان کودک پاک تر و عالم تر نسبت به حقاييق عالم باشند بهتر مي توانند به پاک ماندن فرزندشان کمک کنند.
  2. به دليل عدم وجود عصمت مطلق و نداشتن علم ما کان و ما يکون اکثريت قريب به اتفاق انسانها در دوران کودکي آلوده به صفات رذيله مي شوند.

حال که تا حدي به چرايي آلوده شدن روح انسانها از همان دوران کودکي پي برديم بايد به اين مساله پاسخ داد که آلودگي هايي که مي توانند متوجه روح انسان شوند از چه نوع و سنخي هستند؟

نظر شما چيست؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 4:38  توسط سلمان  | 

عيد سعيد مبعث را خدمت شما دوستان محترم تبريک عرض مي نمايم.

ابعاد تزکيه نفس(1)

چنانچه در قبل عرض شد گفتيم تزکيه يعني پاک کردن و وقتي روح به آن اضافه مي شود به معني پاک کردن روح است.

خوب در برخورد اول با اين اصطلاح (تزکيه نفس) ممکن است اين سوال متبادر به ذهن شود که کثيفي و آلودگي روح چيست که بايد تزکيه شود؟به عبارتي اول بگوييد مگر روح هم کثيف مي شود و اگر ميشود اين آلودگي از چه نوع و سنخي است؟

به قول امروزي ها در مرحله اول بايد به آسيب شناسي روح پرداخت و سپس به دنبال راه درمان بود.

بدين منظور يعني آسيب شناسي روح در ابتدا به ناچار بايد روح را بشناسيم.از آنجا که شناخت روح خود بحث بسيار مفصلي را مي طلبد در اينجا خوانندگان محترم را به کتب مفصله که در آنها به طور مشروح به اين موضوع پرداخته اند ارجاع مي دهيم و در اينجا به حد متيقن ها و نقاط مورد اشتراک بسنده مي کنيم.

آنچنان که مي دانيم روح مخلوق خداست و روح تمامي انسانها يکسان و با فطرت پاک و الهي آفريده شده است.(فعلا با کم و کيف خلقت ارواح مقدس چهارده معصوم عليهم السلام کاري نداريم و فقط در محدوده ارواح انسانها و غير 14 معصوم صحبت مي کنيم)

وقتي روح وارد بدن زميني مي شود و از رحم مادر متولد مي شود پا به عرصه جديدي يعني دنيا مي گذارد.باز آنچنان که مي دانيم انسانها در نقاط مختلف جغرافيايي و فرهنگي متولد مي شوند.هر کدام در خانواده اي با شرايط منحصر به خود متولد مي شوند به عبارتي در فرهنگ ،دين ،مذهب و آداب و رسوم متفاوت.

حال اين روح با فطرت الهي وارد اين شرايط جديد مي شود(در اينجا به بحث عالم ميثاق يا ذر که متاسفانه با وجود ادله مستحکم برخي آن را رد مي کنند و اينکه ارواح برخي از صفات را ممکن است از آنجا به همراه داشته باشند ،نمي پردازيم).

سوال اينجاست که آيا روح در اين شرايط مختلف که بعضي در خانواده گبر،مسيحي،يهودي،مسلمان و ... بدنيا مي آيد از شرايط محيطش متاثر نمي شود؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 4:44  توسط سلمان  | 

حال سوال اينجاست که اصلا تزکيه نفس يعني چه؟

آيا تزکيه نفس همان انجام واجبات و ترک محرمات است يا مفهوم گسترده تري دارد؟ به عبارت ديگر آيا فقط با انجام واجبات و ترک محرمات مي توان نفس را تزکيه کرد؟

در يک تعريف ساده مي توان گفت تزکيه به معني پاک کردن است چنانکه اگر با متون فقهي آشنايي داشته باشيد گفته مي شود که براي آنکه گوشت گوسفند و گاو و ... حال و قابل خوردن شود بايد آن را تزکيه کرد ؛يعني گوسفند وقتي طبق شرايطي که در احکام آمده است ذبح شود آنگاه پاک و قابل استفاده مي شود.

نفس هم که همان روح است.پس معني لغوي تزکيه نفس عبارت است از پاک کردن روح .

اگر به ياد داشته باشيد قبلا گفتيم برخي از علما با تمسک به برخي از آيات و روايات از جمله آيه مبارکه سوره والشمس که خداوند پس از يازده قسم مي فرمايد « قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا* وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا » تزکيه نفس را واجب مي دانند. حال سوال اينجاست که اين تزکيه نفس  يا به عبارتي پاک کردن روح چيست که خداوند با يازده قسم رستگاري را از آن کساني بداند که روح خود را تزکيه کنند و از طرف ديگر بازنده و زيان کار کسي است که نفس خود را آلوده کند و آن را با آلودگي هاي خود رها کند.

بريم سراغ وجدان:

آيا هر کس واجبات متعارف را انجام و محرمات معمول را ترک کرد مشمول رستگاران که در آيه فوق به آن اشاره شده است مي شود؟

آيا هر فرد با هر دين و آييني بر فرض آمد و واجبات متعارف ما را انجام و محرمات معمول را ترک کرد مشمول رستگاران مي شود؟

راستي شما چي فکر مي کنيد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 4:22  توسط سلمان  | 

اجازه بدهيد با کمي توضيح زمينه را براي تصميم گيري وجدان فراهم تر کنيم.

آيا نماز واجب است؟روزه،حج،زکات،خمس و جهاد و ...چطور؟

شما هم احتمالا مي گوييد آقا عجب سوالي مي پرسيد هر کس با کمترين سواد ديني مي داند که اينها واجب است.

سوال بعد.آيا دروغ ،غيبت،تهمت،شرب خمر و ... حرام و ترک آن لازم است؟

باز هم احتمالا مي گوييد آقا عجب سوالي مي پرسيد هر کس با کمترين سواد ديني مي داند که اينها حرام است.

حال که جواب اين سوالها را داديد مي رسيم به سوال بعدي .

چرا امتثال واجبات و ترک محرمات واجب است؟

جواب شما ممکن است يکي از پاسخهاي زير باشد:

چون خدا فرموده است، چون پيامبر(ص) فرموده است، چون ائمه عليهم السلام فرموده اند، چون مرجع تقليدم گفته است، براي رفتن به بهشت،براي نرفتن به جهنم و پاسخهاي ديگر با سطوح معرفتي بالاتر.

حال سوال بعد اين است که حد متيقن و حداقل هدف براي وجوب امتثال واجبات و ترک محرمات چيست؟

شما هم با نظر به کلام آقا امير المومنين مي گوييد حد اقل براي رفتن به بهشت و يا نرفتن به جهنم.

فکر مي کنم به همين مقدار کفايت مي کند تا هر وجداني هر چند چرتي بتواند جواب سوال ما را بدهد و اينکه بله اگر کسي حد اقل بخواهد به بهشت برود و يا به جهنم نرود بايد واجبات را انجام و محرمات را ترک کند.

با همين مقدمه هر چند ناقص مي توان نتيجه گرفت که تزکيه نفس واجب است.

ممکن است بگوييد آقا چرا مغالطه مي کنيد.ما گفتيم انجام واجبات و ترک محرمات واجب است،شما تزکيه نفس را از کجا آورديد و به قول آقايان مصادره به مطلوب کرديد؟

راستي شما چي فکر مي کنيد من اشتباه نتيجه گيري کردم يا نه؟(بپا فقط توي صغري و کبري ها منطقي گير نکني)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 7:36  توسط سلمان  | 

                                      بسم الله الرحمن الرحيم

آیا تزکیه نفس واجب است؟

منظورم از تزکیه نفس به معنی خیلی ساده و همه فهمش همان پاک کردن روح از تمامی گناهان و صفات رذیله ای است که انسان را در مرحله اول ازبهشت جاودانه و در مراحل بعد از انس با اولیاء خدا و لقاء حضرت حق دور می کند.

با کمی گشت و گذار بین طبقات مختلف مردم،از مردم عوام گرفته تا به اصطلاح علما،به دو نظر برخوردم که عبارتند از:

-         تزکیه نفس واجب است

-         تزکیه نفس واجب نیست

الحمد لله از نظر ظاهر کسی معتقد به حرمت آن نشده است!

حال فعلا کاری با این نداریم که عده ای از علما که تزکیه نفس را واجب می دانند به آیه " قد افلح من زکیها" و آیات مشایه تمسک کرده اند و حکم به وجوب کرده اند و در طرف مقابل هم عده ای از آقایان می فرمایند ما از این آیات معنی وجوب را استخراج نمی کنیم!از این ان قلت و قلتها که بگذریم سخن وجدان خوشتر است.چرا که سحن وجدان همه فهم است و کاری با اصطلاحات پیچیده فقهی،اصولی و فلسفی ندارد.

نظر شما چیست و خداییش وجدان شما پاک شدن روح از جمیع رذایل و کثافات را لازم و واجب می داند؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 8:27  توسط سلمان  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض تبریک به مناسبت میلاد موفور السرور امام باقر علیه السلام به ساحت مقدس امام عصر ارواحنا فداه،امروز یعنی روز اول ماه مبارک رجب ،این وبلاگ را با عنایت به آیه شریفه "انما انت مذکر"ایجاد کردم.

بنده بواسطه این وبلاگ به دنبال کشف،درک و بیان حق و حقیقت هستم ،لذا از تمامی دوستان و جویندگان راه حق و حقیقت ملتمسانه تمنا دارم این حقیر را در این مهم یاری نمایند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 8:44  توسط سلمان  |